برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
اگر گدای پولی همیشه در مسیر انسان باش اگردنبال شخصیتی همیشه در مسیرت انسان باش محمدطاهررحمان سالاری
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
از صورت ماه تو خوشم می آید از طرز نگاه تو خوشم می آید وقتی به ستاره های شب مینگرم اززلف سیاه تو خوشم می آید محمد طاهر رحمان سالاری
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
وحشت سکوت درشب چشمان تو زیر تازیانه ی مژگان در دست جلادان دو پلک دیگر با بستن دروازه های چشم هرگز جنازه ای پیدا نشد گم شدم در میان گم شدگان
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی

با تن نرم گل باغچه بازی نکنید
غنچه خوابست بر او دست درازی نکنید
این حوالی اگر خون گلی ریخته شد
بهتر آنست شما حاشیه سازی نکنید
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
برو بزن به وفا تکیه بر سرای خودت
مکش منت نا کس بنوش چای خودت
همیشه نام تو را می برم برای خودم
تو نیز نام مرا می بری برای خودت؟
اگر تو را به تماشا نشسته ام ای گل
چرا که راه می روی به روی پای خودت
از آن زمان که بیان شدتو ماجرای منی
نگفته ای به کسی شرح ماجرای خودت
هزار مرحله رفتم به ارتفاع گرین
تو ای کلان گرینم بمان به جای خودت
"محمد طاهر رحمان سالاری "
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
خوبی؟ چه خبر؟
گفتی صنمی با تو ندارم
حیف از تو و این حرف
دانم که چنین نیست
آشفتگی از چیست؟
من لحظه ای از تو دور نیستم
گویند که دل به دل راهست
آری تمام لحظه هایم
بر خاطر من عبور داری
چون آب میان نهر تشنه
سروده:محمدطاهر رحمان سالاری
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
تک نزنی هوش و حواسم جمه
وم گوتنه سر مویری وا پمه
لیوه منم د سینه ای آسمو
کفترمه وه شوق تو پر دمه
کز نکو ها چی بکی تش بریق
یادمه سالی ک لفوت زمه
خو فمسم زلزله چن ریشتری
خو دونسی قلب مه ارگ بمه
رازتونه د سینه مه هوفتسه
حرف بزه ساکتی سی مه سمه
گیڙم وبی حالمو انگار مس
پیاله چشت بیه بلا جو همه
وت گوتنه ک حلقه داغت منم
داڠ بنی داۼ ننی وا نمه
ایسه دونم دوننه کی پاشنی
ملیچیا هرچی گوتن دت کمه
سروده:محمدطاهر رحمان سالاری
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
من برای رسیدن به پایان خودم
خواهم دوید
با عبور از
هیولای گردنه ها
آواز خواهم خواند
دره های تنهایی ام را
در گوش های کوه
همگام با جیرجیرکها
زمزمه خواهم کرد
در چشمهای جغد
آنسوی دورها را خواهم دید
باید از شانه های گون پرسید
بر کفشهای من
چه گذشت
از ساقه های خشکیده ی گندم
احوال پینه های دستانم را
پرسید
مترسکهای به جا مانده را
خواهم گفت
کلاهتان را بردارید
هرگزگنجشکها را نترسانید
من از هجوم کلاغ ها بیزارم
سروده:محمدطاهر رحمان سالاری
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی
ارافتیره مردمه، ا ورتاووه دنگت نما
برچسب:
نویسنده: پویا عباسی