تک بیتهای تفالی در زبان لکی
-
تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 11:40
سمینار1 و2موضوع : فال چل سرو(تک بیت های تفالی در زبان لکی )استاد :جناب آقای دکتر حسین مسجدیدانشجو: محمد طاهر رحمان سالاریرشته زبان و ادبیات فارسیسال تحصیلی 95-1394نیمسال اولفهرستمقدمه .......................................................................................................................
نکته
-
تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 17:17
اگر گدای پولی همیشه در مسیر انسان باش اگردنبال شخصیتی همیشه در مسیرت انسان باش محمدطاهررحمان سالاری
خوشم می آید
-
تاریخ: 1401/4/19 ساعت: 0:48
از صورت ماه تو خوشم می آید از طرز نگاه تو خوشم می آید وقتی به ستاره های شب مینگرم اززلف سیاه تو خوشم می آید محمد طاهر رحمان سالاری
گم شدگان
-
تاریخ: 1401/4/19 ساعت: 0:48
وحشت سکوت درشب چشمان تو زیر تازیانه ی مژگان در دست جلادان دو پلک دیگر با بستن دروازه های چشم هرگز جنازه ای پیدا نشد گم شدم در میان گم شدگان
آدم از تنهایی آنجا را بهشت
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
رودهایی بود بر بالای کشت آخرین زیبایی اش در هم سرشت عشق را انگار یادش رفته بود آدم از تنهایی آنجا را بهشت
برمودا چه م
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
بنار سینه لی جله مکیشی بله تین می یه لی مله مکیشی تلنجک هایتی ار ماهور تینی وه برمودا چه می قله مکیشی محمد طاهر رحمان سالاری
مرحوم حاج ملک مراد رحمان سالاری
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
مرحوم حاج ملک مراد رحمان سالاری یکی از بزرگ مردان تکرار نشدنی ایل بزرگ حسنوند طایفه ی بزرگ سالاری روحش شاد و یادش گرامی باد.
تن نرم گل
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
با تن نرم گل باغچه بازی نکنید غنچه خوابست بر او دست درازی نکنید این حوالی اگر خون گلی ریخته شد بهتر آنست شما حاشیه سازی نکنید
بنوش چای خودت
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
برو بزن به وفا تکیه بر سرای خودتمکش منت نا کس بنوش چای خودتهمیشه نام تو را می برم برای خودمتو نیز نام مرا می بری برای خودت؟اگر تو را به تماشا نشسته ام ای گلچرا که راه می روی به روی پای خودتاز آن زمان که بیان شدتو ماجرای منینگفته ای به کسی شرح ماجرای خودتهزار مرحله رفتم به ارتفاع گرین تو ای کلان گرین...
خوبی؟جه خبر؟
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
خوبی؟ چه خبر؟گفتی صنمی با تو ندارمحیف از تو و این حرفدانم که چنین نیستآشفتگی از چیست؟من لحظه ای از تو دور نیستمگویند که دل به دل راهستآری تمام لحظه هایمبر خاطر من عبور داریچون آب میان نهر تشنه سروده:محمدطاهر رحمان سالاری
گوهر پینه
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
در استخراج"گوهر پینه "ازمعدن دستانشمتحفسانی تیز بین با "حریر سوزن" کند و کاو را در مرزهای مقدس و موانع خاردار فاو انگشتانش آغاز می نمودند. گاهی گویی بوسه ی خدا را بر فرق سر خویش احساس می کردنددر حال و هوای غروب 'ورگه"طنین جریان موسیقیایی بالاجوت
غزل لری تک نزنی هوش و حواسم جمه
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
تک نزنی هوش و حواسم جمه وم گوتنه سر مویری وا پمه لیوه منم د سینه ای آسمو کفترمه وه شوق تو پر دمه کز نکو ها چی بکی تش بریق یادمه سالی ک لفوت زمه خو فمسم زلزله چن ریشتری خو دونسی قلب مه ارگ بمه رازتونه د سینه مه هوفتسه حرف بزه ساکتی سی مه سمه گیڙم وبی حالمو انگار مس پیاله چشت بیه بلا جو همه وت گوتنه ک...
بر کفشهای تنهایی ام چه گذشت
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
من برای رسیدن به پایان خودمخواهم دویدبا عبور ازهیولای گردنه هاآواز خواهم خوانددره های تنهایی ام را در گوش های کوه همگام با جیرجیرکها زمزمه خواهم کرددر چشمهای جغد آنسوی دورها را خواهم دید باید از شانه های گون پرسیدبر کفشهای منچه گذشتاز ساقه های خشکیده ی گندم احوال پینه های دستانم را پرسیدمترسکهای به ...
قلعه جغد (سلار،سالار)در لغت نامه دهخدا
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:30
قلعه جغد معنی قلعه جغد در لغت نامه دهخدا قلعه جغد. [ ق َ ع َ ج ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیربخش حومه ٔ شهرستان خرم ، واقع در 22هزارگزی شمال خرم آباد و 15هزارگزی خاور اتومبیل رو خرم آباد به کرمانشاهان. موقع جغرافیایی آن تپه ماهور و هوای آن معتدل ما
عشق هراتینی
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:43
عشق هراتینی مه، گلونی بین قجری ارافتیره مردمه، ا ورتاووه دنگت نما
می روم تا کولپار
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:43
می روم تا کولپاردر گذرگاه درختان بلوطتشنگی آب خنک می طلبدزیردنیای گونها، که به سر بوته حبابی دارندخیز مارمولک و جنبیدن خارکمی امید به دل می بخشدصوت دین دینکی از عمق نثاری خاموشبرسربوته ی خشکیده ی کنگرخاریگویی آهنگ ستاریست که در کنکره ی ایوانیبه سرانگشت هنرمند بت رعناییمی زند زخمه بر انبوه سکوت سحر "...
نم نول
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 2:43
وا نم نول وارونی سری و صحرابزنیبادبیا شاد بویی چی بچه ای وربکنی
رقص دختران آب
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 3:36
هفت رقص دختران آب دستها در دست هم جاری درعبور از کوچه های خاک با سلامی خیس در شبی مهتابی از رویا خویش را گم کرده در لای درختی پیر تاسحربرروی دست آن درخت پیر شبنمی جشن تولد را درباره جشن میگیرد می رود بر دامن خورشید ناگهان در چرخشی بر شانه های باد می
می روم تا کولپار
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 3:36
می روم تا کولپار می روم تا کولپار در گذرگاه درختان بلوط تشنگی آب خنک می طلبد زیردنیای گونها، که به سر بوته حبابی دارند خیز مارمولک و جنبیدن خارکمی امید به دل می بخشد صوت دین دینکی از عمق نثاری خاموش برسربوته ی خشکیده ی کنگرخاری گویی آهنگ
بیوگرافی محمد سالاری(محمدطاهر رحمان سالاری )
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 3:36
نام: محمدطاهر نام خانوادگی: رحمان سالاری محل تولد:خرم آباد تاریخ تولد:۹شهریور ۱۳۴۸ تعدادفرزند:۲ تحصیلات: کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی محل خدمت: دانشگاه علوم پزشکی استان لرستان تخلص شعری:راهی لرستانی م+ نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 6:53  توسط محمد طاهر رحمان سالاری |